من از روز شنبه خونه رو تمیزکاری کردم تا دیروز باوجود دیسک گردن بعد دیشب تازه روفرشی انداختم رو فرشی که تازه شامپو فرش زدم ابگوشت داشتیم شوهرم عادت داره دوتا بالش میزاره تکیش سرسفره بعد یهو نگاه کردم روبالشی ها و روفرشیا رو انگار ابگوشت ریخته باشی روش پر از ابگوشت بود هیچی نگفتم گفتم عب نداره رد شدم بعد امشب یه رو فرشی دیگه انداختم زیرش یه لحظه نگاه کردم دیدم بالش های بدون رو بالشی هم زیر دستعشن بلش ها هم جان خودم تا نصفه توسفره گفتم اگه مشب بریزی روشون جیغ میزنم یهو لقمشو پرت کرد تو سفره و همه جیو زد بهم و گذاشت بدو بیراه به من گفتن ایا من مقصرمبخدا خستم دیگه