این دیوونم میکنه خودشم خدایی دیوونس الانم رفته حلقشو بفروشه
من طلاهام خونه اقام بودم پدرمو دراورد تا اوردمشون ولی قول شرف داد نفروششون
حالا دوباره میخواد پدرمو دربیاره تابفروشمشون
اتفاقا مادرمم گف بیارشون ولی میترسم شوهرم دعوام کنه
بخدا دوماهه ازدواج کردیم هیچی از زندگی نفهمیدم همش بدهی همش بدهی حتی عروسی هم نگرف برام ک بگم یکم بم مربوط میشه