من هر چیزی که برام معنای خونه بوده رو از دست دادم:)))حس میکنم به هیچجا تعلق ندارم:)))
حس میکنم کسی نیست پناه باشه کسی نیس بگم این بهترین رفیقمه این عشقمه:))))))
راستش دنیای بعد اینکه ۱۸ سالت میشهه میفهمی دیگهه هیجیییی وجود نداره:))
حسودیم میشه به عشقای واقعی
ازین عشقا که به ازدواج ختم میشهه.. دلم واسه رفیقم تنگ شده که دیگه رفیقم نیس با اینکه هست و همیشه بهم سر میزنیم:))
دلم واسه خیلییی چیزاا تنگهه:))
نمیدونم امشب چمههه ولیی خیلیی سختهه کهه حس میکنم هیچکی واقعن دوسم نداره:))))🥲🫠
دلم یه عشق میخاد واقعیییی دلم یچی میخااددددد پر از رویااا و پررر از خیاللل
دلم یچیزییی میخاااددد معنیدار:))
دلم ازین همهه سطحی بودن خسته شده:)))
ولی میدونم که واسم خوب نیستت عمیق باشه روابطم:)))ولییی آدم خسته میشههه
نمیدونم چی دارم میگم فقط حس کردم کسایی هستن اینجا گوش بدن بهم:))))