2777
2789
عنوان

داستان بیاین

81 بازدید | 5 پست


داستان واس ده سال پیشه

من یکی از فامیلامو خیلی دوس داشتم از بچگی

بعد بهم گفت دوسم داره من داشتم بال درمیاوردم

نزدیک کنکورم بود یه مدت که حرف زدیم یهو دیگه جواب پیامو زنگامو جواب نداد

اصلا بیرونم نرفتیم فقط تلفن و پیامک

ازون روز به بعدم دیگه تو جمعای فامیل تا جایی که میتونست نیومد

من ولی همیشه رفتم



منم کنکور و گند زدم با اینکه درسم واقعا خوب بود


اون پسر این سالها همش هرز پریده و رابطه داشته با چن نفر


تا این اواخر زیاد می بینمش

مامانشم از جریان ما کامل خبر داشت فک کنم

بعد تو فامیل همش حرف ازدواج نکردن منه و خیلی مسخره میکنن و میخندن بهم

اون پسر هم خیلی خوشگله هم فوق العاده پولدار

و مادرشم چنبار علنا پولشو کوبیده تو صورتمون و کوچیکمون کرده

حرصم میگیره که زن خوب و خوشگل و پاک میگیرن واسش و تا مدت ها باید پز بدن

حس میکنم قلبم طاقت نمیاره

خیلی تحت فشارم واس این موضوع

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

پیشرفتش همش جلو چشمه


هرجای شهر میرم میبینم یا خونه خریدن اونجا یا مغازه خریدن یا دارن برج میسازن


خیلی سخته واسم


پسره م جز لاشی بازیاش واقعا ادم اروم و مهربونیه درصورتی که دور و ور ما همه عصبی هستن


هرکی باهاش ازدولج کنه خوشبخت میشه



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

سوپ گوجه

ارکیده118 | 7 دقیقه پیش
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز