از بچگی تنبیهش میکردن و هیچوقت بخونوادش نه نمیگه باهاشونم خوش رفتاره ظاهرشم زیاد خوب نبوده رابطه عاشقونه با کسی نداشته چندتا در پیت دوست اجتماعی بودن باهاش بعد یه دختر که از همه لحاظ خوبه و خیلی شاخه پیدا میشه و دوسشم داره و حتی کادو براش میگیره موقعیت پسره بد نیست دختره هم در حد اون هست
از اولم به دختر گفته کلا قصد ازدواجو داره و با شناخت و اینا اوکی میشه و میدونه دختره هم رابطه جدی میخواد و دختره کلا دوس داشتن میخواست
و بعد پسره به دختر میگه چیزایی که مال رابطه جدیه از من توقع نداشته باش😐 وقتی جدی نشده و سوال نپرس زیاد و برات مهم نباشه چیزی خودشم از دختره سوال نمیکنه مالکیت نداره و به حال خودش میذاره همه چیو میگه دوست داری بکن دوست نداری نکن هیچ مناسبتی هم هیچی نمیگه ولی گفته چیزای جنسی باشه تا حدی که دختر راضی باشه اگه راضی هم نباسه پسره قبول میکنه دوست اجتماعیاشم ول نکرده چون گفته ما راه دوریم راه دورم باشن چه ربطی داشت با وجود اونهمه کم و کاستیاش یه دختر خوب براش پیدا شده چرا اینجوری میکنه