2777
2789

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

چی شده عزیزم

از زمین و زمان ناراحتم حس میکنم بعد از فوت بابام افسردگی گرفتم کارای مامانمم که رو اعصابمه به شوهرم میگم حالم بده برم تراپی میگه پول تو چاه میریزی واسه چی؟ منم که همه چیز برات فراهم کردم این افسردگیت وایه چیه؟ تو از هرکسی خوشبخت تری نمیدونم یکی بیماری ناعلاج داره یکی فلانه اصن درک نمیکنه هرکسی مشکلش واسه خودش بزرگ بنظر میاد من الان واسه بارداری اقدام کردم سه ماهه هیچی به هیچی از نظر روحی ریختم بهم این ماه هم یه هفته زودتر پریود شدم از وقتی هم خوب شدم لکه بینی دارم تو اینترنت و .. هم زدم نوشته شاید باردار باشی و پریود شدنت احتمالش رو رد نمیکنه به سوهرم نیگم بیا بریم بیبی چک بگیریم شاید باردار بودم میگه اولا نیستی دوما خستم فردا میگیرم سوما خجالت میکشم تو دارو خونه بگم بیبی چک بده خودتو میبرم خودت برو بگیر حس کردم اصن نگرانی من براش مهم نیس

خب عزیزم مشکلت چیه به چیا بیشتر فکر میکنی

فوت بابام یکی از بزرگ تریناشه تمام بدبختیمم بعد فوت بابام شروع شد قشنگ عین دومینو پشت سر هم الانم سه ماهه اقدام کردم باردار نشدم این ماه یه هفته حتی زودترم پریود شدم چند روزه لکه بینی دارم زیر دلمم درد میکنه به شوهرم میگم بیا بریم بیبی چک بگیریم میگه خستم دوما باردار نیستی سوما فردا خودتو میبرم برو بگیر من خجالت میکشم برم حس کردم من براش مهم نیستم خیلی کار سرش ریخته دیگه خیلی کمتر برام وقت میزاره نمیدونم انگار محبتش بهم کمتر شده برعکس من حس میکنم محبتم زیادیه و آویزونش شدم جلو خودمم نمیتونم بگیرم کمتر محبت کنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108