از زمین و زمان ناراحتم حس میکنم بعد از فوت بابام افسردگی گرفتم کارای مامانمم که رو اعصابمه به شوهرم میگم حالم بده برم تراپی میگه پول تو چاه میریزی واسه چی؟ منم که همه چیز برات فراهم کردم این افسردگیت وایه چیه؟ تو از هرکسی خوشبخت تری نمیدونم یکی بیماری ناعلاج داره یکی فلانه اصن درک نمیکنه هرکسی مشکلش واسه خودش بزرگ بنظر میاد من الان واسه بارداری اقدام کردم سه ماهه هیچی به هیچی از نظر روحی ریختم بهم این ماه هم یه هفته زودتر پریود شدم از وقتی هم خوب شدم لکه بینی دارم تو اینترنت و .. هم زدم نوشته شاید باردار باشی و پریود شدنت احتمالش رو رد نمیکنه به سوهرم نیگم بیا بریم بیبی چک بگیریم شاید باردار بودم میگه اولا نیستی دوما خستم فردا میگیرم سوما خجالت میکشم تو دارو خونه بگم بیبی چک بده خودتو میبرم خودت برو بگیر حس کردم اصن نگرانی من براش مهم نیس