غرب زدگی
قسمت دوم
توی تاپیک قبل توضیح دادم که این تاپیک ها یادداشت برداری ها و خلاصه نویسی هام از کتاب غربزدگی هست نوشته ی جلال آل احمد در سال ۱۳۴۱.
"غرب زدگی می گویم همچون وبازدگی ...."
"صورت سخن از یک بیماری است. عارضه ای از بیرون آمده و در محیطی آماده برای بیماری رشد کرده. مشخصات این درد را بجوییم و علت یا علت هایش را. و اگر دست داد راه علاجش را!"
در کتاب غرب زدگی، جلال آل احمد تعریف جدیدی از غرب و شرق ارائه میدهد:
"به این طریق شرق و غرب در نظر من دیگر دو مفهوم جغرافیایی نیست...بلکه دو مفهوم اقتصادی است.
به جای غرب بگذاریم همه ی ممالکی که قادرند به کمک ماشین، مواد خام را به صورت پیچیده تری در آورند و همچون کالایی به بازار عرضه کنند. این مواد خام فقط سنگ آهن نیست، اساطیر هم هست، اصول عقاید هم هست.
این ممالک شامل درحدودی تمام اروپا و روسیه ی شوروی و تمام آمریکای شمالی.
به جای شرق بگذاریم، مجموعه ممالکی که مصرف کننده ی آن مصنوعات غرب ساخته اند. مصنوعاتی که مواد خامشان از همین سوی عالم رفته.
شامل آسیا و آفریقا یا ممالک عقب مانده یا در حال رشد یا ممالک غیر صنعتی
و ما در این میانه ایم.
گرچه با دسته ی دوم بیشتر نقاط اشتراک داریم!
روزگار ما روزگار دو دنیاست.
یکی سازنده و دیگری مصرف کننده. و صحنه ی جدال؟ بازار سراسر دنیا
و سلاح هایش؟
علاوه بر توپ و تانک و بمب افکن، یونسکو، سازمان ملل و دیگر موسسات بین المللی که ظاهرا همگانی است اما در واقعِ امر، گول زنک های غربی است که در لباسی تازه به استعمار دنیای دوم برود و اساس غربزدگی همه ی ملل غیرغربی در این جاست.
بحث از نفی ماشین نیست. بحث از طرز برخوردهاست با ماشین و تکنولوژی.
حرف اصلی این دفتر درین است که ما نتوانسته ایم شخصیت فرهنگی_تاریخی خودمان را در قبال ماشین و هجوم جبری اش حفظ کنیم. بلکه مضمحل شده ایم.
ما تا وقتی تنها مصرف کننده ایم_تا وقتی ماشین را نساخته ایم_ غرب زده ایم!
غرب زدگی مشخصه ی دورانی از تاریخ ماست که به جبر بازار و اقتصاد و رفت و آمد نفت ناچار از خریدن و مصرف کردن ماشینیم!
تاپیک ها ادامه دار خواهند بود...