با اینکه تو هر کسیو ک گیر اوردی نشستی راجع به من بد گفتی و ابرو مو بردی اما چیزی که اینجا واضحه اینه که تو از همون اول یه ادم ندیده بودی خیلی کمبود داشتی و داری بااینکه تونستی به سر و تیپت برسی بااینکه عکسات قشنگه ن بااینکه یه عالمه دوست داری اما من هنوز ام چیزی ندیدم تو ت نمی خوام حتی جایی بد ت که هیچ حرف ت بزنم من ت رو از زندگی م یع جوری انداختم بیرون که انگار مردی اما نمی دونم ت چرا تصمیم نداری از زندگی م بری
الان فقط حس حسرت و شرمندگی دارم در قبال ت
بااینکه همه ی اینایی رو که گفتم می دونستم هستی اما هر سری نمی شد کاری کنم
ته شم بخاطر کاری که کردی من ضربه خوردم من اسیب دیدم بعد منکه اومدم کاری که کردیو به من اسیب زدی رو گفتم بهت تو از واکنش من خودتو اینجوری جر دادی !
نه برام مهمه که نشستی با چارتا خدازده بدمو گفتی نه چیزی فقط از خودم ناراحتم
کاش تصمیم بگیری که از زندگی م بری