چکار کنم هرجا میرم خواهرزاده کوچیکشو میاره شوهرم فضوله حوصلشو ندارم عصابمو بهم میریزه
میریم بیرون فورا میارش رو پای من اونم مدام مخاد بره بغل داییش پشت فرمون ول وله میخوره دو یا سه سالس فکر کنم بخام برم تو مغازه چیزی ببینه گریه میکنه چیزی بخرم برا اونم بخرم مال منو مخاد خب منم دهنی بچه کسیو نمخام ولی شوهرم نمیفهمه اونقدر که برا اون عزیزه برا من نیست اخه
حسودی نیست ها هر جا میرم میره فورا میاردش
شبم گفته بیام از سرکار ببرمت بیرون خیلی وقته تو خونم آخه مریض بودم بازم شک ندارم میره اونو میاره بیرون رفتنم کوفتم میکنه
بگم رک نیارش بدش میاد