فكر و خيال استرس ..
با كراشم رفتم تو رابطه شرايط ازدواج كردن رو نداره بخاطر مشكلات مالي و كاري ميگه وقتي ميدونم نميتونم خوشبختت كنم چرا بيام چرا بدبخت كنم چرا اذيت بشي با من (أصلا دروغ نميگه و ميتونست منو بازي بدع اما همه چي رو ميگه بهم) و من نميتونم ولش كنم يك ماهه داريم حرف ميزنيم بعش دلبستع شدم
بعدم الان ي پيشنهاد ديگ دارم اون موقعيتش خوب و قصدش ازدواج اما دختر باز بوده شايد هنوزم هست وضعش. هم خوبه اما واسع من پولش مهم نيست
اگ شما جاي من بوديد چيكار ميكرديد؟ پيشنهاد بديد🥲اولي رو خيلي دلم ميخواد انگار عاشقش شدم دومي رو فقط ي زماني دوست داشتم الان ن فقط از نظرم موقعيت و قيافش خوبه..