من مجردم و تو خونه پدر مادرم زندگی میکنم این اواخر حس کردم دیگه باید برای گرفتن یه خونه مستقل اقدام کنم اما بخاطر شرایط بد اقتصادی دیگه ترجیح دادم فعلا همینجا بمونم خلاصه که امروز مامانم قرار بود زنگ بزنه دخترداییم که یه موضوعی رو بهش بگه اما چون من توی خونه بودم و نمیخواست از اون موضوع مطلع بشم، زنگ نمیزد به دخترداییم. حالا بابام هر چی میگفت خب زنگ بزن مگه چی میشه و فلان. مامانم قبول نمیکرد و میگفت خب حالا فردا صبح زنگ میزنم. هی اصرار میکرد حتماااا فردا صبح زنگ میزنم. حالا دلیل اینکه فردا صبح میخواد زنگ بزنه اینه که چون من صبح خونه نیستم البته اینم بگم خودش مطمئنه اگه من از این موضوع اطلاع داشته باشم قطعا غر میزنم حق هم دارم البته. خلاصه اینکه خیلی حس مزاحم بودن بهم دست داد نمیدونم چه کنم🙂↔️