میگن باورمون نمیشه بعد که باورم میکنن میگن اشکالی نداره سن یه عدده ما باهم خیلی کاپل خوبی میشیم فلان دختر ارزوشه با من باشه ولی من از تو خوشم اومده... از این چرتو پرتا باور کن دلم میخواد بزنم دندوناشون بریزه... از این سن پایینایی که میرن رو مخ متنفرم
از شانسم دو هفته پیش پسری که همیشه تو کافه میدیدمش تو اینستا فالو کرد استوریمو ریپلای زد من میدونستم سه سال ازم بزرگتره بخاطر همون باهاش صحبت کردم فکرم نمیکردم دنبال رابطه باشه گفت قصدم باهات جدیه سر سنگینی خوشم میاد ازت منم ازش بدم نمیومد یه بار همو دیدیم شب دیرمنو رسوند خونه منم نتونستم خوب بخوابم فرداش جمعه بود من نخوابیده بودم اون تا ساعت ۲ ظهر خوابید بعد پاشد یکم حرف زدیم گفتم من امشب ممکنه یکم زودتر بخوابم چون دیشبو اصلا نخوابیدم گفت باشه عزیزم ساعت ده پیام دادم که من میخوابم شبت بخیر فک کرده بود پیچوندم رفتم بیرون یا دورش زدم! پارانویید داشت
پی ام داده بود که قطعا که الان خواب نیستی ولی هرجا هستی خوش باشی!
منم ساعت یک شب از خواب پریدم این پیامو دیدم گفتم من که خواب بودم ولی هیچوقت نمیتونم با کسی که اعتماد نداره بهم برم تو رابطه خداروشکر همین اول تکلیف مشخص شد خدانگهدار...
اینم از دهه شصتیم! میبینی چه بدبختم؟