پدرم دیابت داره زده به پاهاش هر دکتری بردم گفتن باید بستری یک بشه وگرنه پاهاش و از دست میده. پدرم گفت بیمارستان نمیرم هر چی میخواد بشه پاهای خودمه. هر چقدر من اصرار کردم نرفت برای درمان
حالا چند وقتیه نمیتونه راه بره میگه لگن بیارین زیر من صبح بیدار شده میگه توالت فرنگی رو بیار
اصلا نمیگه آلوده است کثیفه
خلاصه مشمبا انداختم توالت. و آوردم با هزار مکافات با بچه هام گذاشتیم رو توالت منم گفتم اونموقع که میگفتیم برو بیمارستان نرفتی حالا همه جا رو به گند کشوندی