از آخرین باری که دیدمت ۸۴۸روز گذشته،روزایی بود که فقط دوست داشتم ببینمت ،بغلت کنم یا حتی فقط پیش هم باشیم اما هیچکدوم اتفاق نیوفتاد.
اونقد گذشت و ندیدمت که دیگه علاقه ای به اون حس ندارم، علاقه ندارم از دوباره شروعت کنم
دوباره شروع کنم به،آشنا شدن با غریبه ای که یروزی،حفظش بود.
هنوزم اون حس قشنگه
ولی وقتی قشنگه که من نخوام بار دیگه ای تجربش کنم.