ما بیش از اندازه قوی بودیم؛ مدام می شکستیم، شکسته هایمان را بند می زدیم و ادامه می دادیم؛
اشک می ریختیم، اشک هایمان را خودمان با دستهای خودمان پاک می کردیم و دوباره با تمام جسارت، روی پاهای خودمان می ایستادیم.
ما بیش از اندازه قوی بودیم، به کسی تکیه نمی دادیم، با کسی از دردهایمان نمی گفتیم و از کسی کمک نمی خواستیم.
ما به قیمت همین قوی بودن، از پا در آمدیم ! قوی بودن را برای ما بد تعریف کرده بودند .