یادم میاد وقتی ۱۵سالم بود تو مدرسه بی دلیل باهام دعوا کردن. یک حسادت و شاخ بازی دخترانه که منجر شد به کشیده شدن موهام و در جواب زدن سیلی از طرف من به اون دختر
به معاون گفتن من ساقی سیگارم و تو مدرسه پخش میکنم
نامردی نکردن و زنگ زدن به اولیا ..وقتی پدرم اومد به جای دفاع از من که تنها از خودم دفاع کردم خم شد و گفت بزن تو صورتم عمو .اون لحظه خرد شدم حقارت رو که از برخورد پدرم و نگاه برنده اون دختر با بند بند وجودم حس کردم
وقتی اومدیم گفت تو ابروم رو بردی و کتکم زد. کلی زد زد تا وقتی که تمام دماغم خونی شده بود
همیشه این رفتارش باعث شد که عمه هام و پدربزرگم هم منو کتک بزنن با ۱۸سال سن و ازم یک توسری خور ترسو که حتی از در خونه میترسه بره بیرون و موقع صحبت کردن تو سوپرمارکت صداش میلرزه ساخته شد
حالا ۴سال از اون روز میگذره و الان به پسر ۷سالش میگه همه بچهارو بزن هبچ کس نباید از تو بالاتر باشه هرکی بود بزنش هرچی گفتن به خودم بگو پشتتم
به راستی چرا؟چرا من؟...