آقا داستان از این قراره که که دوستم یه داداش داره ۱۵ سالشه بعد مجازی با یه دختری اشنا شده اون ۱۳ ۱۴ سالشه حالا خونه دوستم تبریز خونه این دختره چابهار فکر کن یکی شمال غربی یکی جنوب شرقی 😂😂
حالا اینا گویا ۱ ساله باهم دوستن
داداش دوستم اومده تو بیو تلگرامش نوشته تمام زندگیم زنم کوثر دورت بگردم بعد دختره رو هم تگ کرده تو بیوش حلقه و همچی هم گذاشته 😂😂
حالا باباش دیده کل فامیل هم فهمیدن یکی از اقوام گفته با خیلی وقته میدونیم میخواستیم تبریک بگیم گفتیم بهتره اول خودتون بگید دیدیم شما هم چیزی نمیگید ماهم به روتون نیاوردیم 😂😂
حالا پسره چهارشنبه که رفته مدرسه بعدش رفته خونه مادربزرگش از ترس باباش نمیتونه برگرده خونه
از ظهر دارم میخندم
وای کاش مردا همینقدر ساده میموندن