2777
2789
عنوان

دوراهی

55 بازدید | 2 پست

سلام دوستان. من با نامزدم ۳ سال دوست بودیم. تابستون ی دوماه بنا ب دلایلی قهر نبودیم ولی ب شدت دعوا داشتیم .مرداد ماه ک تولدم بوود روزش کلا منتظرش بودم اما نه زنگ نه پیام نه گل هیچ کارر نکرد که هیچ روز تولدم از لج من خونش مهمونی گرفته بود هیچی ب منم نگفت. از شهریور اومد آشتی کردیم منم برد بین اونا گفت ک با نامزدم آشتی کردیم . حالا ۶ آبان تولدشه. از یه طرف دلم میخاد عین کار خودشو کنم بلکه حرصم خالی شه. چون هنوز ک هنوزه با این همه محبت ک کرده اونروزا جبران شه دلم ازش پره .من روز تولدم ازش انتظار داشتم ن که بره مهمونی بگیره از لج بعدش جبران کنه.میخاستم به همون دوستاش بگم ب خرج من براش جشن بگیرن سوپرایز شه . ولی دلم میگیره مگ اون تولدم چکرد ک تو جمع اینکارو کنم.از ی طرف چون هر شب میاد منو میبره بیرون اینور اونور رستوران. مهمونی .وضعش خوبه .خجالت میکشم هیچکار نکنم . شما باشین چمیکنین

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108