من پنج سال با یکی از فامیلای نزدیک همدیگرو میخواستیم ولی کل پنج سال باهم نبودیم کات کردیم
و ایشون رل داشتن بعضی وقتا باهم حرف میزدیم خیلی تلاش کردم فراموشش کنم و دل بکنم ولی نمیتونم تا میام دل بکنم اون میاد سراغم یا برعکس من میرم
من میخوام برا کنکور بخونم و نمیخوام ذهنم درگیر بشه برا همین بهش گفتم نمیخوام باهات درارتباط باشم و دلیلشم گفتم .....
ایشون ی مدت با ی دختره بود
بعد برا حرص من میگفت میگیرمش و
درحالی که الان باهاش کات کرده و اخرین بار ب من گفت بلاکش کردم نمیدوتم راست یا نه
و تنها چیزی که تو این پنج سال شناختمش این بود که هنوز ب فکر زندگی واقعی نبود فقط دختر واسه سرگرمی میخواست
و تنها دختر پاک زندگیش من بودم چون اولین رلم بود
الان فامیل من هی میگن میخواد بر برا دخترهه
میخواد نامزدش کنه نمیدوتم میخوان منو اذیت کنن یا اینکه تو ذهن خانوادش تو ذهن طرف من که نمیبینم بخواد فعلا کسیو گردن بگیره
فعلا ک درسمو میخونم تا بعد کنکور
ولی ذهنمو دزگبر کرده نکنه راست میگن لطفا کمکم کنید خیلی گریه کردم