یکی از دوستام ک دوسال پیش خودکشی کرده بود اومده بود ی حالت ذوق زده شده بودم که برم نشون خانوادش بدمش هعی دنبالش میکردم رفت تو حیاط محکم کشیدمش گفتم بیا بریم نشونت بدم بعد هعی میکشیدمش زورم نمیرسید بعد یهو اون منو کشید گفت حالا ک نمیتونی تو بیا با من بریم تا دم در بردم اونجا ی مرده بود اونو گرفتم که نبرتم دیگ از خواب بیدار شدم
وایی نمیرم من کلی آرزو دارم 😬😂🤧