این زن حالش اصلا خوب نیست
به شدت بی مسئولیته در قبال حرفاش یه حرفی میزنه بعد میزنه زیرش
خیلی هم تجسس میکنه تو رابطمون همش خودشو میخواد وارد رابطمون کنه و حس میکنه پسرشو ازش گرفتن و پسرش بچه کوچولوعه
پسرشم هر روز باهاش دعواس که حد و مرزشو رعایت کنه وامقدر نخواد تفکرات خودشو تو رابطمون بیاره
گنده همه چیو دراورده دخترشو میفرسته با من ازدر دوستی حرف بزنه امار بگیره چی به چیه من چی میگم بعد بیاره بهش خبر بده هیچ دوستی باهاشون حس نمیکنم حس میکنم اتفاقا عین مارخودشو دخترش میخزن برای عیب جویی و سلطه گری خودش رابطه خوبه مارو مدام میخواد با علاقه های مذهبی خودش جلو ببره دوست پسرم میخواد بیاد پیشم منو ببینه الم شنگه درست میکنه که نامحرمین من دوس ندارم عذاب میکشم نامحرمید