2777
2789
عنوان

دیونه شدم دیگه

| مشاهده متن کامل بحث + 921 بازدید | 64 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بپیچون نرو , والله شانس داری که نمیتونه بیاد , یه بار بگو حمام میخوام برم , یه بار ظرف دارم , لباس د ...

میرم باشگاه

زنگ میزنه بعپ باشکاه بیا

اگه نرم که میاد هر طور شده با همون پا دردش میاد

یه کار دیگه هم میتونی بکنی یه دو هفته نه غذا بپز نه خونه رو تمیز کن 

وقتی شوهرتم گفت غذا چی داریم بگو مامان جون از صبح زنگ زده بود باید برم خونشون هر چی گفتم کار دادم گفت نه بیا. منم وقت نکردم سعی کن تو این دو هفته خونه رم خودت کثیف کنی لباساشم نشور بی لباس بشه 

بعدش خودش مامانشو توجیح میکنه

برو برای ناهار برو دست به سیا سفیدم نزن، بعدش ظهر وقت استراحتش که هست برو تا دیگه ایقد زنگ نزنه 

دختر عزیزم عشق من مرسیییی با تلاش خودت و کمک خدا جونم خوب شدی خوبتر هم بشو تا مامان از ته دل بخنده   یه مامان پر تلاش که هشت ماهه تو رزمه ول نمیکنم تا خوب شدن کاملت عشقم .عشقم پسرم مرسی که سالمی وهستی   

من که وقتی حامله بودم از خونه خودم بدم میومد مجبور شدم برم خونه مادرشوهرم چون خیلی حالت تهوع داشتم مامانم که فوت کرده بود دیگه مادرشوهرم نصفه شب هوس سرخ کردنی میکرد تا من بالا نمیاوردم نمیخوابید کلا کاری کرد که مجبور شدم برم بالا خونه خودم تابستون گرما نمیتونستم کلر روشن کنم میومد ظهر گرما روی حیاطشون چیزی سرخ میکرد میگفت منم جوون بودم حالت تهوع داشتم ولی غذا هم درست میکردم 

مادرشوهر من که خیلی جونه جیگرمو خون کرده الان که ازش دارم راحت شدم 


خدایا فقط خودت نه بنده های بی خودت...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792