مهربون من بهار منه هستی منه... من کویر و اون به زیباییه خوشه چیدنه...
میاد با دل مهربون من یه دیوونه یه همزبون میشه
به مهمونی دل خدا مییاد زمین زیر پام آسمون میشه
رقص بارون روی گونه های بهاره آروم آروم چشمونش بهارا مییاره
مثل هستیه مثل مستیه تو دستای من جام آخرینه
تو خاموشیم فراموشیم طنین یه آواز دلنشینه
مهربون من بهار منه هستی منه... من کویر و اون به زیباییه خوشه چیدنه...
پریشون میخونه ها دلم الهی نبینم شکسته دل
الهی که از درد عاشقی نبینم به ماتم نشسته دل