خانوما مادر شوهرم دختراش خیلی بهم بدی کردن چون همسرم تک پسرشون بود تو خونشون بودم تا میتونستن عذابم میدادن تهمت بهم زدن آخرش منو همسرم ازشون جدا شدیم اومدیم طبقه پایین،خلاصه چهار ماهی قطع رابطه کردم آخرش به اصرار همسرم رفتیم بالا پیششون یه سر
امروز مادر شوهرم با دختر کوچیکش چهار سالشه اومد خونمون اصلا یه جوری نه حرف میزد نه هیچی یه چیزی میپرسیدیم منو همسرم جواب میداد ساکت میشد😐انگار بزور بهش گفتن بیاد خونمون دخترش مریض بود با دخترم بازی میکرد منم پرسیدم مریضه گفت نه گوشاش درد میکنه در حالی دختر کلی آبریزش بینی سرفه عطسه صداشم گرفته بود الکی گفت نه هیچیش نیس کلی با دخترم بازی کرد ،آخرش که رفتن تازه میخوایم بخوابیم گلوم درد میکنه دخترم هم کوچیکه یه سالشه تب داره بگو
الان بنظرتون همسرم بگه بازم بریم اونجا برم خونشون یا نه؟آدم خجالت میکشه نه پدر شوهرم اومده بود نه خواهرشوهرای دیگم