کلاس نهم ک بودم با پسرخالم حرف زده بودم و دوست پسر داشتم.،مامانم فهمیده بود میگف ابرومون رو بردی،بگذریم ک چقد محدود شدم،مدرسه میرفتم و کفشم پاره شده بود،برام نمیخریدن نمیدونم چرا،شاید چون مامانم میگف لیاقت و ارزششو نداری.خلاصه خاهرم دلش سوخت کفشای عروسیش ک فقط ب پام اندازه بود بهم داد(پاشنه دار نبود ولی سفید بود)نپوشیدم ت مدرسه ولی ،بخاطرش شلوار گشاد میپوشیدم ک با صندل بپوشم حدااقل،اونم یبار فقط تیپم ایقد مسخره شده بود،هیچی با همون کفش پارع دوماهو رفتم مدرسه،رفیقم یکی از بچها هارو مسخره کرد گف کاش بگه تولدش کیه ما براش فلان چیزو بخریم،اینقد حالم بد شد درستع منظورش من نبودم اما حتما پشت منم گفته بود یا امتحان داده بودم اومدم بیرون کنار یکی از بچها وایساده بودم،یجوری به کفشام با حس دلسوزی خیره شده بود ،اینقدر خجالت کشیدم،شاید بگین پول نداشتن اما پول داشتیم،مامانم گذاشت بعد تموم شدن مدرسه برام خرید،هیچوقت اون حسو فراموش نمیکنم و هروقت یادم میاد بغضم میگیره،هعی این دنیایی نبود ک من میخاستم:(گذشتم پرع درده
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
خودتو ناراحت نکن خیلیامون تجربشو داشتیم برا منم کفشم از قسمت دوخت شده جلو باز شده بود جدید گرفته بودیما ولی کیفیت نبود سرانگشتام پاره شده بود راه رفتنی کفش از کف جدا میشد کفی نازکو برش زدم مچاله کردم قسمت پاره از داخل گذاشتم که مثلا راه رفتنی کسی متوجه نشه با دوستام از مدرسه اومدنی یهو وسط راه کفی پرید بیرون اونقد خندید دوستم گفت فک کردم این چیه خدا😅😅😅 هعییی امان از گذشته پدرمادرا حواسشون به بچه نبود وگرنه راحت میتونستن بدن دوباره کفشو بدوزن هنوز رنگ و قیافه کفشه یادمه