سلام دوستان حالتون چطوره
من ۱۸ سالمه و وقتی ۹ سالم بود متوجه خیانت پدرم به مادرم شدم من کوچیک بودم از تاریکی میترسیدم و وقتی خواهرم برای کلاس میرفت خونه داییم من تنهایی میترسیدم مادرم میگفت بابا که زود میخوابه برو پیشش بخواب خوابیدی جا به جات میکنیم و همیشه همینجوری بود و من اون شب رفتم مثل همیشه پیش پدرم خوابیدم و یهو چشم خورد به صفحه گوشیش که با یه خانمی حرف میزد میگفت اره ما بهم احتیاج داریم اون پرسید تو اتاق تنهایی بابام گفت اره تنهام و کلی ابراز علاقه با اینکه کوچیک بودم متوجه بودم خیلی حس بدی گرفتم و ترس جدایی پدر مادرم....
بعد از اون شب سعی کردم دیگه نترسم و شبا خودم تو اتاقم بخوابم
و همچنین سال ها شاهد هزاران خیانت بودم و فقط من متوجه بودم....و بد رفتاری و تفاهم نداشتن پدر مادرم
پدرم آدم پرخاشگر و عصبیه مادرم حتی جرعت نمیکنه بهش چیزی بگه چون برای زدن پیش قدم میشه پدرم و حرف های خیلی افتضاهی میزنه
داخل ماشینش لوازم آرایشی زنانه تو داشبورد ماشین ساعت زنانه....همین پارسال دیدم و در طول سال ها هم دیدم و سکوت کردم...
شاهد حرف زدن و لاس زدن پدرم با زنای دیگه تو فضای مجازی بودم و هستم و میبینم چه کسایی رو فالو داره
مادرم خانه داره....و پدرم کارمند بازنشسته....
از بچگی همون زمان از رابطه عاطفی و...میترسم..نسبت به همه چی بدبینم و حس بدی دارم....
خیلی تو دلم سنگینی میکنه:) دیگه نمیدونم چیکار کنم با خودم....
بنظرتون من باید چیکار کنم...؟