تو ی قسمتش محبوب میره بازار چوب برا دنبال رحیم میگرده
اونجام چنتا آدم لات گولش میزنن ک بیا ماببریمت پیش رحیم میشناسیمش و از دوستاشیمو اینا، نگو اینا برا اصلان دختر جور میکردن میبردن اون ترتیبشو بده بعدم بده دختررو ب اینا ک اینام ی حالی کنن😐خلاصه ک بخیر میگذره و رحیم اونجا بموقع میرسه