آبجی خوشگلم رفت
یکساله که رفته منو و خانواده رو تنها گذاشت رفت مظلوم و غریب رو تخت بیمارستان
دشمنا شاد شدن آنقدر که می خواستن بشکن بزنن
من به وضوح پیر شدن مادرمو دیدم
همه عمر فکر میکردم خدارو دارم امام رضا رو دارم حالا میدونم هیچکی حتی خدارو ندارم
این سزای کسیه که اعتماد کنه بهشون
بهشون گفتم ما هیچکی رو غیر خواهرم نداریم هیچ فک و فامیلی گفتیم غیر تو کسی رو نداریم
همیشه تنها تفریگاه ما حرم بود امام رضا شفاش نداد
خواهرم خیلی مظلوم و ساده و غریب بود
خدایا بهت گفتم همه کس و کارمون خواهرمه
ساده تر از ما مظلوم تر ویکرنگ تر از خانواده ما پیدا نکردی
حالا خودت باش و دنیات با ظالمات
ماها سیاهی لشکریم