ن. دوست دارم با خانواده بمونم
ن دوست دارم شوهر کنم
ن از خوابگاه و دانشگاه خوشم میاد
ن به خاطر دانشگاه لعنتی میتونم برم به شهر دیگه برا کار و زندگی
انگار این دانشگاه لعنتی وقتمو به گروگان گرفته
یک ثانیه هم دوست ندارم برم پیش خانواده یا با اونها زندگی کنم
از هیچ پسری هم خوشم نمیاد
ازین شرایط بیزارم
دانشگاه اکه نبود حداقل وقتم آزاد میشد برم کاری پیدا کنم
همونم نمیتونم