من با یکی اشنا شدم خانواده هامونم همو میشناسن توروز اول به خانواده هامون همو نشون دادیم یعنی سر دیت خانواده هامونم بودن بعد از وقتی این کیسم اومده زندگیم مامانم طرف داریشو میکنه مامانم برگشته میگه تو چی تو بچه من دیدی که اومدی سراغشمیخواد منو تخریب کنه منم به مامانم میگم چرا اینجوری میگی ما مانم میخواد به پسره زنگ میزنه میگه قول بده ساعت یازده شب برسونیش خونه یا بهم میگفت پول بنزین پسررو بده اخه مادر من مگه من میخام از پسره پول بچاپم اخه