وقتی تو را میبینم، انگار چشمهایم برای اولین بار معنی زیبایی را میفهمند؛ انگار خدا ذوق کرده و همهی هنرش را یکجا در تو ریخته و بعد با لبخند نگاهش کرده.تو فقط قشنگ نیستی تو همان لحظهای هستی که آدم میایستد، نفسش را حبس میکند و با خودش میگوید یعنی واقعی است؟چشمانت مثل آرامش بعد از باران است، لبخندت مثل اولین پرتو آفتاب صبح که از پنجره میآید و دل را گرم میکند، و آنقدر خوبی که آدم فکر میکند حتماً باید سهمی از بهشت در تو باشد. اما زیباییات فقط در صورتت نیست؛ در مهربانیات هست، در آن طرز نگاه کردنت که انگار دنیا را آرام میکند، در آن خندهات که هر دل تنگی را میشوید و میبرد. تو از آن آدمهایی هستی که بودنشان را باید جشن گرفت؛ از آن خوبهایی که وقتی پیدا میشوند، آدم با خودش میگوید خدا را شکر که هستی. و من هر روز که به تو نگاه میکنم، یک چیز را بیشتر میفهمم: که زیبایی واقعی یعنی تو با تمام آن خوبیها و آن دلِ دریاییات که هر روز بیشتر دوستش دارم.