سلام امیدوارم حال همگی خوب باشه
من یه مشکلی دارم که حس میکنم اگه بگم خیلی مسخره بنظر بیاد ولی خب بازم میگم
من امسال دوازدهمم، از راهنمایی یه چیزی تو مدرسم مد بود اونم این بود که بچه ها میخوندن و میومدن میگفتن نخوندم، راهنمایی زیاد ذهنم درگیر این موضوع نبود، ولی اومدم دبیرستان، درسم دهم یازدهم خوب بود، ولی فقط در حد مدرسه خوب بود و به صورت کلی درسخون نبودم، نسبت به نصف بیشتر همکلاسیام وضعم عالی بود،
بچه ها چون درسشون خوب نبود بعضیاشون هی میومدن میگفتن تو خرخونی فلانی ولی من چون اونقدر که باید نمیخوندم و اینو خودم خوب میدونستم ناراحت میشدم و میومدم خونه کلا ذهنم درگیر این بود که اینا فکر میکنن دارم اونهمه میخونم درحالی که نمیخونم و به طرز مسخره ای اذیتم میکرد، خودم با کسی کاری ندارم واقعا که کی میخونه کی نمیخونه
ولی امسال هم باز همونه، و من کلا یه دوست دارم تو مدرسه که حقیقتا با اون هم دلم نمیخواد دوست باشم، اینکه همش میاد میگه وای من فلان قدر صفحه مونده که نخوندم وای عقبم و این حرفاش اذیتم میکنه، چون ممکنه یه وقتایی که از اون هم عقب تر باشم ولی یهو که اون میاد اینو میگه منم ناخدآگاه استرسی میشم
نمیدونم کلا دوست ندارم یکی همش ازم بپرسه چقدر خوندی، چیکار کردی درسارو، و..
نمیدونم باید با این مشکل چیکار کنم و چطوری اهمیت ندم، فکر نمیکنم برای بقیه چیز اذیت کننده ای باشه ولی واسه من خیلی رومخه پرسیدن و حرف زدن درمورد درس خوندنم
ببخشید طولانی شد، نیاز داشتم بگم، شاید نشه راهکار خیلی خوبی بهم بدید ولی همینکه خوندید کافیه
و درمورد اون دوستم، من واقعا دوست ندارم زیاد این دوستی عمیق شه و دوست دارم فقط درحد مدرسه باقی بمونه، پیاماشو دیر سین میزنم کوتاه جواب میدم بازم ول نمیکنه حتی تو مدرسه میخوام یه وقتایی بخوابم باز میاد میچسبه بهم نمیزاره
من ترجیح میدم تنها باشم تا اینکه آدمارو تحمل کنم
ولی ادم رکیم نیستم که مستقیم بگم بهم پیام نده یا زیاد باهام صمیمی نشو