دیشب عروسی دوستم بود
امروز رفتم خونشون جلوی در کفش شوهرش نبود اصن نمیدونستم خونست دوستمم نگفته بود خونست تو اتاقه
اخه صبحش حرف ک زدیم گفت فلان ساعت قراره بره بیرون شوهرش(همون ساعتی ک من رفتم)
یهو من گفتم با صدای بلندم حرف میزدم
کفتم اره چقد خواهرشوهرات صورتشون بد شده بود
یهو دوستم اشاره کرد شوهرش تو اتاقه
اومدم جمعش کردم گفتم اخه خودشون بی ارایش چقد بهترن و.....
گند زدم