پسرم رو بردم لورتا نودفیدبک نقشه مغزی گرفت یک جلسه درمان کلاهشت میلیون شد پسرم با یک جلسه یکم تغییر کرد مثلا از بیرون اومدیم با لباسایی که عوض نکرده بود روی رختخوابش رفت و ریزه کاری دیگه انگار بی اهمیت شد. نمی دونم چرا یکسری میگن خوب نیس
به سختی خوب شدم کلی روزا درد کشیدم ولی میدونی برام بی اهمیت شدن مثلاً یه بار یک ساعت کامل صابون زدم دستامو بعد دو سال به خودم اومدم و دیدم حالم روز به روز بدتر میشه زمان صابون زدن دستامو کم و کم تر کردم تا رسید به پنج دقیقه بعدم شد یه دقیقه دیدم با همین یک دقیقه دستام تمیز میشه
اولش و اوج مریضی خیلی برام سخت بود دو سال درگیر بودم ولی کم کم به خودم اومدم و فکرا ک اومدن بهشون اهمیت نمیدادم ینی فکر اومد اولش برام سخت بود ک فک کنم اینطور نیست ولی کم کم فهمیدم اونا واقعی نیستن و فقط فکر هستن و الآنم فکر میاد پیشم ولی بهشون توجه نمیکنم