یه موقعهایی آدم احساس میکنه چقدرررر نیازه با خداش حرف بزنه، دردل کنه...
مثل دریایی که سینهاش پر از امواج خروشانه؛ امواجی که بیان و هرچی بار سنگین و ناخالصی دنیاست رو از دل نازکش بشورن و ببرن تا خودشو خاااالی خالی کنه... و چه کسی زیباتر و محرمتر از خدا میشنوه؟!
چقدر لذتبخشه وقتی از ته عمق، بهترین دوستت رو زمزمه کنی:
اله من، حواست به منم باشه...
خدای مهربانم!
منو توی آغوش امن و مهربونیت بغل کن؛ مثل همون صدف تنها که روی شنهای گرم ساحل، آرامش رو توی آغوش گرمای خورشید پیدا میکنه...