راستش زندگیم کلا عجیب غریبه
اتفاقایی که قرار بوده واسم بیوفته اما واسم خوب نبوده رو تو خواب می بینم
آشنایی تصادف بیماری کار اتیش سوزی
حتی نه فقط خودم که اطرافیانمم این خوابارو واسم می بینن
خوشم میادها جالبن واسم ولی با اینهمه حس پوچی و تهی بودن رو تو زندگیم دارم انگار زندگیم هیچ اتفاق خوبی رو نداشته بخ زده و ثابت مونده از سال ۸۷ اینطوریه
دومیشم اینکه با آدمای زیادی تله پاتی دارم حتی خیلی غریبه البته نه با همه