بچه ها من بچه مدرسه ایی دارم بعد از مدت ها گفتم پنج شنبه جمعه که بچها تعطیلن برم خونه پدرم بمونم.رفتم همون روز دخترای برادر شوهرم زنگ میزنن کجایی میخایم بیایم خونتون .منم گفتم جریان و که خونه نیستم گفتن باشه فردا میایم.فرداش دوباره زنگ میزنه نیومدی گفتم هنوز نه ولی شوهرم که عموشون بشه بیاد میام .خوب شوهرم میاد دنبالم منم میام خونه براشون شام درست کردم و منتظرشون بودم دیدم خبری نیست منم ساعت هفت زنگ زدم که بیاین خانما قهر کردن چرا دیر زنگ زدی خونه نمیمونی اصلا ما رفتیم خونه اون عموم.منم گفتم پس چرا دو روز پشت سرهم گفتی بیا.گفتن نه دیگه رفتیم خونه فلانی نظرتون من حق دارم ناراحت شم ؟