2777
2789

یه روز یه شیخی از نجف میره میبینه یه عده دارن کارای خلافی میکنن مشغول لهو و لهب و فسق و فجور هستن

میزنه بند و بساط تشون رو به هم میزنه


در حالت مستی یکی یه شعر میگه


شیخ نجفی شکست پیمانه ما

گردید بساط عیش ما یکسره طی

گر بهر خدا شکست پس وای به ما

گر بهر ریا شکست پس وای به وی

اقا هستم.مممم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

یبارم یه راهزن حمله میکنه به کاروان یه دانشمند تمام کتابهاشو از بین میبره

دانشمند میگه یک عمر زحمت ودانش منو به باد نده

راهزن میگه علم باید تو مغز آدم جا بگیره همیشه نه تو یادداشت

دانشمند میگه درسی که دزد به من داد هیچ کس نداد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108