2777
2789
عنوان

نابود شدم

1 بازدید | 11 پست

من یکی از پسرای فامیلم رو یه سال و نیم دوست داشتم و همش بهش فکر میکردم و فکر میکردم که آدم شجاع و خیلییی مهربون و سر به زیر و چشم پاک و ساده و بی ادعا و عالییی هست اصلا همه چی تموم ( واقعا راسته که آدم عاشق میشه کور و کر میشه) همیشه هروقت منو میدید بهم لبخند میزد و تو بچگی بهم تیله داد و اینا ( یعنی اونم منو به عنوان فامیل دوست داشت) منم اون احساساتم رو خیلی رشد دادم و چند وقت پیش دیدم که تو بیوگرافیش زده حرف دل در دل بماند بهتر است و منم با خودم گفتم احتمالا عاشق شده و تصمیم گرفتم به عنوان ناشناس بهش پیام بدم ببینم قضیه چیه یه پیج روبیکا زدم و صفحه رو خصوصی کردم و پیام ها رو بستم و دنبالش کردم ( اون هیچ کسی رو دنبال نکرده بود و هیچ دنبال کننده ای هم نداشت) بعد یه استوری گذاشتم و نوشتم میتونی منو دنبال کنی(پاسخ به استوری رو هم بستم که هیچ جوره نتونه پیام بده) و دیدم چند دقیقه بعد دنبالم کرد و بعد پست گذاشتم (عکس همون شعر که بیوگرافیش بود) بعد کامنت گذاشت خب که چی بعد گفتم ببخشید ناراحت شدی؟ بعد گفتش نه ناراحت چرا بعد بهش گفتم به نظرت تو چطور آدمی هستی و بعد گفت نمیدونم شاید مغرور بعد من گفتم تا حالا عاشق شدی بعد گفت رمز رو بگو بعد گفتم رمز چی میگفت فکرکن رمز یه عکس بعد گفتم من آشنا نیستم چجوری بدونم چیه رمز و اینکه من و تو اصلا همون نمیشناسیم من صفحه تو رو اتفاقی دیدم و بیوگرافیت توجه منو جلب کرد ( چون مثلا میخواستم خودمو یه آدم عاشق که میخواد باهاش مشورت کنه نشون بدم ) بعد گیر داد اگه حرفی داری پیام بده و خیلی گیر میداد و من گفتم حالا جواب این یکی سوالمو بده بعد گفت اره و من گفتم من اولین باره عاشق کسی شدم میشه اولین تجربه عشقتو بهم بگی ( میخواستم بدونم عاشق کی شده) بعد گفت حرفی داری تو چت جواب میدم فقط و اگه پیام بدی دیگه جواب نمیدم و این بازیا چیه و ... بعد من گفتم نمیتونم و الکی گفتم اگه اونجا پیام بدم میفتی رو صفحم و خانوادم میبینن و هی دلیلی میاوردم آخرش قبول کرد گفت گوشیم شارژ نداره برسم خونه باش آخرش راضی شد و

ادامشو الان میگم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

وقتی قبول کرد دیگه آخر شب بود خوابیدم و فرداش که بیدار شدم دیدم ۸ ساعت پیش یعنی ۱ شب دیشبش پیام داده بود بیداری؟ بعد من نوشتم که سلام خیلی منتظر موندم جواب نداد بعد از ۴ ساعت ( ساعت ۱۲ ظهر بود) دوباره پیام دادم خوابیدی؟ بعد از دو ساعت جواب داد نه بیدارم و نتونستم جواب بدم بعد گفت فقط توی چت جواب میدم وگرنه اصلا جواب نمیدونم اینم اخرین پیام منه و تمام بعد گفتم چرا دوباره شروع کردی گفتم که دلیلم چیه دوباره هی میگفت من حرف نمیزنم و فقط اونجا و تو که رمز رو بلد نبودی و منم هی میگفتم دارم واضح بهت میگم آشنا نیستم چجوری رمز رو بلد باشم اصلا رمز چیه و آخرش گفتم خانواده گوشیمو چک میکنن نمیتونم پیام بدم ( هی میگفت من پیام نمیدم تا وقتی خودت پیام ندی) منم میگفتم نه و اینا آخرش گفتم من که میدونم تو آشنایی میخوای از من آتو بگیری خودت الکی وقتو تلف نکن


اینم یادم رفت بگم وقتی بهش گفته بودم من اولین باره عاشق کسی شدم گفت تو هم میتونی تجربه کنی و از پیامد های خیلی خیلی خوبی بهره ببری😐

حالا بعدش من گفتم چرا مگه خلاف کاری چیزی هستی که بخوام آتو بگیرم آشنا کجا بود و... بعد گفت من با کسایی که حرف زدم رمز گذاشتم رمز رو بگو( اصلا نمیدونم چرا انقدر گیر داده بود به رمز با اینکه من هزار بار گفتم آشنا نیستم) بعد آنقدر بحث کردیم که هی میگفت چت پیام بده و من قبول نمیکردم و دلیل نیاوردم که پیام های کامنت شد ۱۰۷ تا بعدش گفتم خب میخوای اصلا تو از خودت اطلاعات نده فقط من حرف میزنم تو گوش کن ( راستش با خودم فکر میکردم شاید یه درصد اونی که عاشقشه من باشم به یه سری دلایل هرچقدرم احمقانه باشه و نمیدونستم به کسی که دوست داره گفته دوستش داره یا نه یا حداقل میخواستم بدونم عاشق کیه چون فامیل منه گفتم شاید بشناسمش ) بعد قبول کرد گفت باشه تو حرف بزن فقط گفتم که من عاشق یکی از فامیلام شدم و اون خبر نداره و یه ساله عاشقشم و تازگی فهمیدم که یه نفرو دوست داره حالا رویای من نابود شد و ... نمیدونم بهش بگم دوستش دارم یا نه بعد گفت اینکه کسی دیگه رو دوست داره نمیشه کاریش کرد تو هم فراموشش کن هیچوقت بهش نگو زندگیشو خراب نکن گفت تو خودت خوشت میاد یه نفر به کسی که دوست داری همچین چیزی بگه (یعنی قشنگ مستقیم بهم گفت منم فراموش کن) بعد گفتم که تو تا حالا عشق یه طرفه رو تجربه نکردی چی میدونی(اینو گفتم که ببینم به کسی که دوستش داره گفته یا نه) بعد گفت من در همین حد میدونم برو پیش متخصصش و منم صفحه رو پاک کردم چون هیچی از خودش نمیگفت حالا موندم این مگه چیکاره بود که همش میترسید آشنا باشم و ازش آتو بگیرم وقتی اینجوریه یعنی این اونی نبود که من فکر میکردم حتما یه کارایی میکنه و تمااااام تصوراتم رو خراب کرد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108