حمام میکردم
آدمای مورد علاقه ام رو میدیدم و بهشون میگفتم خیلی خیلی دوسشون دارم
آهنگای مورد علاقه ام رو گوش میدادم
خودم غذا درست میکردم برای خانواده ام و به بچه گربه هایی ک جدیدا میبینم غذا میدادم
لایوای جونگ کوک رو تا جایی ک میتونستم بازم دوباره میدیدم
جدیدترین قسمت ران رو میدیدم چون هنوز فرصت نکردم که ببینم
چون امروز بنگتن کنسرت داره ولی به تایم ما ساعت دو نیم صبحه بیدار میمونم و میبینمش
و بعدم با یه دنیا حسرت و به امید زندگی بعدی بهتر میمیرم