نمیدونم حال و هوایی که دارمُ به چی تشبیه کنم
نیمه ابری ، طوفانی ، آفتابی؟!
حتی نمیدونم چطور توصیفش کنم
عصبی ، خنثی ، افسرده؟!
حس میکنم یه ارتش تو ذهنم ساختم از نمیدونم های زیاد
مسیری که قدم برمیدارم درسته؟!
اصلا من متعلق به اینجام؟!
آدما برام دوست داشتنین؟!
من دارم گم میشم میون فهمیدن خیلی چیزها
و ندونستن راه کار درست
شایدم من یه نمیدونمم که دست و پا درآورده