گاهی فکر میکنم چقدر چیزها باید درست کنار هم مینشستند تا من تو را پیدا کنم.
آن ساعت، آن خیابان، آن روزی که نزدیک بود از خانه بیرون نروم.
یک دقیقه دیرتر، یک تصمیمِ دیگر، و حالا دو غریبه بودیم.
من آدمِ معجزهباوری نیستم.
اما جهان، دستکم یک بار، برای من دقیق بوده است.
همان روز. ✨ و معجره اتفاق افتاد