مادرم اون هفته رفت تهران چندتا شهید فکر کنم۷۲تا سهید رو زیارت کرد زبرجدی.پلارک.بعد این پنجشنبه خواهر یه شهیدبهش چند دست لباس نو داد گفت بده ب دختر مجردت.گفت قیافه شما رو تو خواب دیدیم یجا بودم.بردار شهیدم گفت این ها رو هدیه ب این خانوما گفت چند شب پشت سر هم این خواب دیدیم تا امروز ک گفت شما رو تو مسجد دیدیم هنگ کردم.همونی ک ت. خواب دیدم.بعد همه لباس ها سفید بودن مادرم داد ب من.گذاشتم کنار.😍😍😍😍😍😍مادرم تو تهران اوتجا چند تا فرد گرسنه رو ناهار داده.