داداشم گریه میکرد براش پفیلا درست کردم بعد داشت میرفت پیش محمد کراشم ریختم مشما گفتم برو کنارش بخور یه تعاریف بکن نگی من گفتم گفت خب خودمم جلو مادرش به جوری حالی کردم که درست کردم
آقا هیچی این رفته گفته سلام محمدم گفته سلام خوبی
اونم رفته کل شما پفیلا رو گذاشته کف دستش محمد گفته عه وا مرسی😂😂😂😂
یعنی آنقدر خندیدیم که نگو