عزیزان مادر بزرگم اثاث کشی داره.گفت بیا کمکم من حرفی نداشتم برم اما مادرم گفت نه چون میگه کمرت دردمیکنه نرو چرا بقیه نمیرن مگه تو حمالی دختر عموت میره کافه خب جون توانش بیشتر از تو هست .اون بره چرا تو.بعد مادر جونم ناراحت شده.میگه بقیه نمیرن مادام از تو کار میکشن.حق با کیه.مادرجونم میگه از همه بیستر ب تو خدمت کردم.چشم ورو ندارید.خب منم خیلی جا ها کمکش کردم.