میخوام بمیرم من باید بمیرم باید ۳ سال پیش کار خودمو تموم میکردم اما مثل یه احمق چسبیدن به زندگی
میخواستم زمان متوقف شده تا ابد همینجوری زندگی کنم اما نمیشه
همه چیز داره تغییر میکنه
من عرزه ندارم زندگی کنم عرزه نداشتم درس بخونم
یه پدر و مادر پولدار ندارم
تو یه کشور بیخود هستم
دوست ندارم هیچی ندارم فقط مثل یه احمق به گوشیم چسبیدم
از مرگ میترسم خودکشی خیلی ترسناکه مرگ درسنامه کسایی که خودشون میکشم خیلی شجاعن آخه از کجا همچنین شجاعتی پیدا میکنند
خیلی درد دارم نه میتونم بمیرم نه میتونم زندگی کنم
من همین الان هم زندگی تخمی دارم از سه سال پیش که میخواستم خودمو بکشم تا الان همش ترسیدم زندگی کردن اما هرروز اوضاع بدتر شد