سلام دوستان
من حدوداً 5 ماه عقد کردم و اتفاقاتی که افتاده که باعث شده من نتونم با اینهمه زورگویی و غیرمنطقی بودن کنار بیام رو بهتون میگم لطفاً راهنماییم کنید.
ما رسم داریم تو شهرمون که دختر کل جهیزیه رو میده و متقابلاً پسر طلای خوبی میده ولی خانواده همسرم میگن من وظیفه جهیزیه بدم و یک سوم جهیزیه طلا میدن
و میگن وظیفه پسر فقط خونه هست و وظیفه دختر جهیزیه
و طلا در حد توان که مجموع طلا و خونشون از جهیزیه ای که میخوان کمتر میشه
مع رسم داریم هزینه لباس و آرایشگاه و فیلمبرداری خونه ی عروس حنابندان رو داماد میده ولی به زور میگه که رسم نیست و نمیده
هر چیزی از رسم و رسوم که به نفع خودش هست رو میگه البته این قسمتش کار مامانشه که رسوم رو ناقص میگه و مثلاً دو تا کت شلوار میخواد که رسم ما یه دونه هست یا روی خنچه طلا میخواد درحالیکه همچین چیزی نشنیدیم
ولی داماد برای عروس کار خاصی نمیکنه
و درواقع رسوم رو یکطرفه به نفع خودشون برمیدارن
نزدیک یه میلیارد جهیزیه بردم کمی از جهیزیه که مونده رو گفتم زورگویی هست و من نمیبرم به جاش گفتن همون سرویس طلای سبک رو نمیارن
گفتم اینجوری نمیتونم ادامه بدم گفت باشه ادامه نمیدیم
از طرفی ممکنه همش کار دخالت های مامانش باشه که پرش میکنه که ما رسوم رو اشتباه میگیم و میخوایم ازش پول بگیریم
و ممکنه خود همسرم بعدازدواج درست بشه