تو نوجوانی ترک تحصیل کرده یعنی تا دیپلم درس خوند و زفت پیش پدرش پدرش هم مغازه اش اجاره ی بوده یه شوهرم میگفته تو مایه ننگی منی که اومدی تو مغازه س اجاره ی من شوهرم با این که الان که وضع مالیش خیلی خوب شده خونه نمیخرع فقط هی مغازه یا زمین میخره یا هی طلا اضافه میکنه موندم چیکار کنم خب منم دلم خونه میخواد موندم باهاش چیکار کنم