مریضم مادرم رفته بیرون غذا گذاشتم بعد مادرم بدش میاد شروع کرد ایراد گرفتن
خوشمزه هم شده بودا آنقدر داد زدن منم دفاع کردم شروع کردن آره تو وحشی ای اینا من اصلا مادرم و نگا نکردم میگه چرا چپ چپ نگاه میکنی بخدا گوشتشو داده من بگذارم حالا میگه چرا کمه چکار کردی کم شده
فقط به فکر خودتی نه دلت برا کسی میسوزه نه هیچی آنقدر زدن سرم فحش دادن که
تو دلم گفتم آره من سنگدلم که روزی یکبار برای بابام گریه میکنم به فکرشم میگم بدبخت زندگی نکرده فقط کار کار بیچاره بابام بخدا دیگه نمیکشم دعا کنین زود شوهر کنم من تشنه ام تشنه محبت تشنه به بغل یه جمله محبت آمیز یا امیدوار کننده