از کارماهای اطرافتون بگید که به چشم دیدین ، خودم نمیدونم اسمش کارماعه یا نه اما گذشته یه نفر هست که پسر عمش تو سن کم عاشق و وابسته خودش میکنه دختره رو، هفت سال باهم میمونن، بعدش پسر عمه یهو میره خواستگاری و ازدواج میکنه همچنین آبروی دختره رو تو کل فامیل که اللخصوص فامیلا قوم گند و ظالمی بودن میبره، کلی حرف میشنوه و تحقیر میشه و خواهرای پسره دختره رو بد جلوه میدن خلاصه چند سال گذشت ، خواهر پسره ام این بلا سرش اومد و عشقش یهو ولش کرد ، چند سال بعد همین خواهرش ام اس گرفت و فوت کرد ،اون یکی خواهرش طلاق گرفت و بدنام شده خیلی، برادرای پسره معتاد شدن
زنش بهش خیانت میکنه و این یارو کلا غصه صد نفر رو داره میخوره حالا بماند از بیرون نگاه کنی خیلی خوشبخته تقریبا بچه هاش بزرگ شدن و به جایی هم رسیدن اما خانواده پاشیدس